به نام خدا
سر فصل هایی برای ساماندهی پردیسهای دانشگاهی Big Plans on Campus
محمود تیموری
مقدمه
لغت پردیس (دانشکده) معانی مثبت و عمیقی را با خود تداعی می نماید. در ذهن ما فضای سبز جمعی که با نقاطی از ساختمانهای خوش منظر وزیبا پر شده و با شور و نشاط دانشجویان مشغول بحث ها هستند. فارغ التحصیلان دانشکده با خوشحالی به سالهای سپری شده در پردیس درحالی می اندیشند که نه تنها کلاس ها و دوستان شان را بیاد میآورند بلکه فضای دربرگیرنده آنرا با انسی عمیق به یاد میآورند.(منظر عینی)
چه بسا شبهایی که باهم اتاقی هایشان درحال مباحثه سیاسی یا ورزشی در پیاده راه های آنجا قدم زده اند. راه پله های کتابخانه درروزهای گرم تابستان در فرصت بین کلاسها نفسی تازه می کردند یا درختانی که درزیر سایه سار آنها با دوست های جدیدشان آشنا می شدند.
از دوره میانه (قرون وسطی) فضای مطلوب و ایده آل یک دانشگاه فضای سرزنده ای بوده است که دانشجویان درکافی شاپ ها، میدانچه های عمومی و غذاخوری هایش جمع می شدند و درباره آنچه در کلاس آموخته بودند، همچون فیلسوفان بحث می کردند.
اما بسیاری از پردیس ها امروزه بعلت عدم توجه به فراهم کردن فضای جمعی باروح و سرزنده -که به اندازه فضای کلاس درفراهم آوردن دوره آموزشی مناسب دارای اهمیت هستند-،تنزل یافته اند.
چگونه فضاسازی می تواند زندگی پردیس را بهبود بخشد ؟!
امروزه ایده هایی درحال شکل گیری است که بهینه سازی و ارتقاء فضاهای دانشگاهی بعنوان مکانهایی برای تعاملات جمعی و روحیه و فضای خلاقیت دانشجویان اساتید و بخش اعضایی که در دانشگاه فعال هستند را ارتقاء می دهد و یا مسئولین دانشگاه از اینکه چگونه منظر و احساس یک پردیس سراسر تجربیات آموزشی وتحصیلی راتحت تاثیر قرار می دهد، هر روز بیشتر آگاهی می یابند.
شش فرصت اصلی ساماندهی پردیس
فیل ماریک مدیر برنامه ارتقاءفضاهای دانشگاهی، دامنه وسیعی از مقررات اصلی و فرصت هایی که امروزه در این فضا ها مطرح می شوند را بر می شمرد:که همگی به ارزش های کارکردی پردیس بعنوان یک محیط مجرد و منحصر به فرد اشاره دارد و نه فقط بعنوان محل انباشت امکانات.
1- امکان تعامل مردم و نظرات مختلف
بطور معمول دانشکده و دانشجویان بوسیله نظم و انتظام خودشان منزوی و محدود می شوند و هر کدام جداگانه در ساختمانهای خود دور هم ازهم پنهان می گردند،که این موضوع باعث توقف تعامل و مشارکت دو طرف می شود.
"ما نیازمند ایجاد پیوند وهمکاری بیش از پیش هستیم." اما پردیس هایی که امروزه ساخته می شوند به دانشجویان و دانشکده اجازه مخفی شدن نمی دهند. شما دیگر نمی توانید گروهی را از گروه دیگر کاملا جدا کنید. در دنیای امروزه دانشکده مدیریت و بازرگانی نیاز به تعامل با دانسکده پزشکی و دانشکده علوم دارد.
دانشجویان نیازمند مشارکت با دانشکده هستند وهمه دانشگاه نیز نیازمند تعامل با جامعه ای گسترده تر است. شما به اشتراک مساعی با رخدادهای طبیعی نیاز دارید که این امر با پردیس مملو از فضاهای جمعی نیرومند میسر می شود.
2-خلق فرصت ها نه امکانات.
دانشجویان و اساتید ازبقیه افراد متفاوت نیستند، آنها می خواهند در مکانی خرم، هیجان انگیز، پر تحرک و ایمن زندگی و فعالیت کنند ولی به این موضوع غالبا در روش های طراحی، برنامه ریزی یا بهسازی محیط های دانشگاهی در دهه های اخیر اعتنایی نشده است.
مایریک می گوید: میلیون ها دلار صرف تجهیز ساختمانهایی شده است که سرمایه های اصلی خودرادر پشت دیوارها پنهان کرده اند. اگر تنها قسمت کوچکی از این مبلغ سرمایه گذاری شده، در جهت انتقال برنامه های داخل ساختمان به فضای بیرونی صرف شده بود.تفاوت عمیقی در تجربه عمومی از پردیس ایجاد می گردید.
شعار کلیدی "تبدیل پردیس به فضای بیش ازحاصل جمع اجزاء آن" ایده مهمی بود که ppsآنرا پی گیری می نماید. معنی ساده این اصطلاح از این قرار است: "جمع کردن فعالیتها ودسته بندی کردن آنها برای خلق یک مکان پویا و سرگرم کننده برای اقشار مختلف مردم در ساعات مختلف روز." بعنوان مثال: تراس یک کافه دانشجویی می تواند با باغ نزدیک آن و نمایشگاه چرخان مجموعه های هنری دانشگاه تجمیع شود. ترکیب این افراد که قاعدتا ً می بایست ازهم جدا باشند ،مکانی به مراتب هیجان انگیز تر وسرگرم کننده تر و دیدنی تر از تک تک آنها ایجاد می کند.
یک راه آزمایش مطلوب فضایی یک فضای جمعی، ارزیابی طول مدت توقف افراد در آنجاست. اگر عموم دریک فضای جمعی حدود 15دقیقه مکث کنند، برای افزایش مدت توقف آنها درآن فضا چه اقداماتی می تواند صورت گیرد؟
شاخص دیگر این است که چه گروه هایی سنی ازفضا استفاده می کنند. اگر فقط افراد بین 18 تا21 سال هستند ،دراینصورت فعالیتهای دیگری، جوانتر ها و مسن ترها راجلب فضا می کنند .به همین دلیل مقیاس پردیس که همیشه درخود محدود است و از زندگی و معاشرت جامعه محلی، بریده شده و منحصراً به فعالیتهای آموزشی اختصاص دارد ،کمتر ین دستاورد و تجربه را برای دانشجویان خواهد داشت. برخی از محبوب ترین پردیسها ی آمریکا بایست با نواحی تجاری مجاور تلفیق شوند تا آنها را پراز فعالیت نمایند. ایده ای که در میدان هارواد کمبریج، خیابان ایالت در ماد سیون وخیابان تلگراف دربر کلی پیادها شد.
جمیز هوارد به دانشکده هنر ماوا در جورجیا ودانشکده چارستون در کارونیای جنوبی بعنوان دو نمونه از بهترین پردیسها در ایالات متحده اشاره می کند چراکه ساختمانهای ا این دانشکده ها به جای اینکه جداگانه درزمین جداگانه خود قرار گیرند، .مثل بسیاری از دانشکده های اروپائی واقعاً با بافت همسایگی مجاورت شان کاملا ًدرهم تنیده اند.
3-ایجاد تعادل بین انعطاف پذیری وکنترل در پردیس
پردیسهای دانشگاهی نمی خواهند همان اشتباه پردیس شراکتی مرتکب شوند.جائیکه که تاکید بیش از حد بر امنیت محیط این معنی را می دهد که آنها هرگز فضای حیاتی نیستند. دانشگاه ها، برخی اوقات از افزایش کاربری ها غیر معمول مثل میوه فروشی، مسیرهای دوچرخه ،یا هرچیز دیگری که باعث توقف ومکث مردم در زمینهای آنها شوند، بیمناک اند.
بعضی دانشکده ها آنچنان محدودیتهای سختی ایجاد کرده اند که هر گونه فضای دلپذیر یا دعوت کننده درفردیسها را بین برده است. در اینگونه موارد امتیاز و فرصت های بهره بردن ازفضای سر زنده جمعی دانشجویان و دانشکده همچون بازرگانان نادیده نگاشته می شود.
پاسخ های آسانی برای این تقاضای کنترل وجود ندارد ولی مایریک خاطر نشان می کند که تجربه عملکرد PPS درموسسه های خصوصی مثل مرکز خرید و فرودگاه همچون دانشگاه ها این موضوع رانشان می دهد که اگر شما مقداری فضا را آزاد کنید، همه سود خواهند برد.
در کلام آخر موقعیت بستگی به مدیریت معقول استفاده های همگانی دارد چه درفضاهای عمومی و چه در فضاهای خصوصی مثل یک پردیس انجام پذیرد.
4-بهینه سازی روابط شهری
یک دانشگاه وجامعه دربرگیرنده آن باهم تعامل مثبتی خواهند داشت هنگامی که هر دو بر گستره ای وسیعی از موضوعات متنوع همیاری واشتراک داشته باشند. نتیجه خوشایند این همیاری رونق اقتصاد محلی همراه با نیروی کار و تلاش ماهرانه و اشتغال پر رونق وادامه داری است که دراثرحضور اساتید ودانش آموختگان فعال و مشگل گشا ایجاد می شود.
ولی هنگامی که این رابطه مغایر و متناقض باشد هم دانشگاه و هم شهر از شلوغی ترافیک و پارکینگ ها در عذاب هستند. دانشگاه ها از خدمات ضعیف شهری گلایه میکنند و باید از مالیات و عوارض معاف شوند. از سوی دیگر مقابله با مسائل اجتماعی گربانگیر پردیسها میشود و رفتار خشونت آمیز دانشجویان آمار شکایتها را بالا خواهد برد.
ریچارد فریلند رئیس دانشگاه شمال شرقی بوستون که عهده دار هدایت همکاری های دانشگاهی ایالت پنسیلوانیا ست، کاهش جرم در محلات کم درآمد، بهبود مدارس محلی، ارتقاء فضاهای همسایگی و بهینه سازی توسعه اقتصادی را بعنوان تجربه های شوق انگیزی هدایت کرده است. جریانهای موفقیت آمیز مشابهی در سایر دانشگاه ها نیزبوجود آمده اند .
5-کاشتن بذر پایداری
بعنوان محلی برای پرورش ایده های خلاقانه، دانشگاه ها برای پیشگامی و جلوداری تجربه ساختمان های پایدار آینده فعال شده اند. با این حال مایریک تأکید دارد که سبز بودن (همگام بودن با محیط زیست)خود به تنهایی یک امکان و پتانسیل نیست بلکه مهم اینست که ساختمان با بقیه پردیس چه رابطه ای برقرار می کند. بعنوان مثال یک ساختمان سبلز واقعی باید در مسیری قرار گیرد که مردم برای آمدن به آنجا به جای اینکه رانندگی، پیاده روی کنند.
این موضوعی است که دانشگاه دوک در برنامه توسعه پردیس خود به دنبال آن بوده است. چگونه می توانید یک محیط پیاده در مجموعه ای که برای استفاده با ماشین خو گرفته ایجاد کنید؟ این سئوالی است که رئیس دانشگاه دوک وکسی که دربرنامه بهبود پردیسها با PPS همکاری داشته است می پرسد. چگونه ،بر استفاده از دوچرخه و پیاده روی تأکید باید کرد؟ این موضوعی است ما روی آن کار می کنیم. او میگوید: طراحان و برنامه ریزان معمولاً اولویت بیش از حدی برای خیابان ها قائل می شوند. باید به پردیسها، بر اساس اهداف ویژه آنها پرداخته و فکر شود. باید روشن شود چگونه ساختمانهای متنوع به هم مرتبط شوند؟ مکان های تجمع در کجا قرار میگیرند؟ مسیر پیاده از کجا بگذرد و سپس خیابانها متناسب بااین دیدگاه طراحی شوند.در بیشتر موارد، این موضوع منجر به بازاندیشی کلی طرح هریک از خیابانها می شود.
او یادآوری میکند که برنامه آتی PPS در هاروارد به این موضوع خواهد پرداخت که چگونه نتایج وثمرات این تجربه به شعبه دیگردانشگاه درآستون ادامه یابد.
6-حل معضل ترافیک و پارکینگ
در بسیاری از پردیسها حمل و نقل به یک معضل چند بعدی تبدیل شده است. دانشکده بایستی به آسانی در دسترس دانشجویان و اساتید قرار داشته باشد اما نه با محاصره دانشکده با جاده های وحشتناک و پارکینگ های عظیم که صمیمیت و مقیاس پیاده محیط را که برای یک محیط آموزشی ضروری هستند از بین ببرد.
توجه بیش از اندازه به مساعد کردن محیط برای ورود ماشینها منجر به این می شود که پردیسها به فضاهایی بی روح، یکنواخت و خالی از زندگی جمعی تبدیل شوند.
دانیل کنی:تحقیقاتش نشان داده که بسیاری ازدانشجویان عادت دارند که ازخوابگاه تا کلاس را با ماشین طی کنند تمایل استفاده از اتومبیل،حس جمعی پردیس ها را سرد و سست می کند.
پارکینگ های عظیم وبی روح ویژگی فضاهای محلی را از بین میبرند و شاید باعث نزول و سقوط آنها شوند. او اقدامات ضربتی برای ترویج دوچرخه سواری و استفاده از ماشینهای ون و حمل و نقل عمومی را در دانشگاه های مختلف پیشنهاد می کند.