کيفيت فضايي (با استفاده از پوشش گياهي)- بخش دوم رضا قشقايي، امين سعيديان
دانشجویان کارشناسی ارشد معماری منظر دانشگاه شهید بهشتی
کاربرد گياهان در معماري منظر
تاثيرگياهان براي کنترل شرايط اقليمي خرد
كنترل تابش نور خورشيد و درجه حرارت
كنترل باد يا جريان هوا
كنترل طوبت هوا ، بارندگي ، يخبندان
تقسيم فضا
گياهان در معماري به عنوان ابزار طراحي و فضا سازي مي توانند مورد استفاده قرار گيرند . با توجه به شكل و حجم انفرادي و انبوه هر گونه ، و تركيب حجمها و شكل هاي گونه ها ، مي تواند به عنوان يك فرم معماري مؤثر فضا را بسازد.

صفحه كف
صفحه كف به صورت يك كف عملكردي و هم بصورت يك كف فضايي در محيط و منظر ديده ميشود.
مواد: مواد صفحة كف ميتواند بسيار متنوع باشد. هر يك از اين مواد در شرايط فيزيكي و كاربردي متفاوت، رفتار منحصر به فردي دارد و هر يك بر حس مكان درك شده ازطريق خاص خود تاثير ميگذارد.انواع گياهان (چمنها، گياهان پوشانندة زمين و بوتهها، كه هر يك اندازه، بافت، رنگ و ويژگيهاي ديگري مخصوص به خود دارند.)
صفحة بالاي سر
صفحه بالاي سرمان سقف فضايي است. اين صفحه ميتواند از آسمان همه جا حاضر كه روزها آبي و وسيع و شبها درخشان است، تا سقفهاي سخت ساختماني در خارج از بنا متغير باشد. ميتواند مانند توري كه برگهاي اقاقيا كه در كمترين نسيمي ميلرزند سبك و دلباز باشد.
از نظر عملكردي و جسمي، صفحة بالاي سر ما را از بعضي عوامل، مانند گرماي خورشيد باران، تگرگ و تا حدي برف، حفظ ميكند. از نظر رواني احساس پناه و امنيت را القا ميكند. اين صفحه به دليل ويژگي و رنگي كه به نور خورشيد ميدهد و سايههايي كه بر ديوارها و زمين ايجاد ميكند، در تغييراتي كه در كيفيت و رنگ نور ايجاد ميكند ميتواند احساس منحصر به فردي را به وجود بياورد.
احساس «در زير چيزي قرار داشتن»، از نظر ادراكي، احساسي منحصر به فرد است.
صفحة بالاي سر اين احساس را بيان كرده، تا حد زيادي حس محصور بودن را القا ميكند اين احساس با نزديكتر شدن سقف به ارتفاع چشمها شدت مييابد.
سطوح شفاف موجب حفاظت ما ميشوند و ميتوانند در ويژگي، كيفيت و رنگ نور تغييراتي پديد آورند. ضمناً ميتوانند با جمع شدن برگها بر صفحة بالاي سر، نقوشي مبهم بر روي زمين زير سقف به وجود آورند.
صفحات سوراخدار بالاي سر، مخصوصاً آنهايي كه با گذشت زمان حركت كرده و يا دگرگون ميشوند، ميتوانند با گذراندن نور و انداختن آن بر روي سطح كف يا سطح عمودي زيرين، جلوههاي خاصي را به وجود آورند. با عبور نور از اين سوراخها، خطي از نور از ميان فضا عبور ميكند و يا نقوش لكهلكهاي را بر سطح زمين به وجود ميآورد.
اگر نور از سقف مشبك آلاچيقي عبور كند، سايههاي زاويهدار و ريتم دار به وجود ميآورد و اگر از ميان سايبان پر سوراخ برگهاي درخت عبور كند، نقوش تور مانند رقصاني را بر زمين ميسازد با تغيير فصلها و دگرگون شدن زاوية تابش آفتاب و شرايط برگها، نوري كه از ميان برگها عبور ميكند و شكل سايهها نيز تغير مييابد. سايههاي انبوه تابستان، پس از ريختن برگها در زمستان، به سايههاي شاخه شاخه تبديل ميشوند.
از آنجا كه صفحة بالاي سر بيشتر احساس ميشود تا اينكه مستقيماً مشاهده ميگردد، احساس تغيير و حركت، و ويژگي نوري كه از ميان صفحة بالاي سر عبور ميكند، معمولاً در ادراك فضائي و حس مكان اهميت بسيار زيادي دارند.

ايجاد سيماي كف و سقف توسط گياهان
عوامل مؤثر در نقش انواع گياهان به عنوان كف و سقف شامل دو دسته اند:
الف)مقدار محصور كردن
1- كامل
2- شكسته
ب) ارتباط بين سه عامل
1- تراكم
1-1 شفاف ( نورگذر )
2-1 نيمه شفاف ( نيمه نورگذر)
3-1مات( نورناگذر)
2- بافت
2-1 نرم وظريف
2-2 متوسط
2-3 زبر و خشن
3- مقياس
3-1 بزرگ
3-2 كوچك
شكل هاي تركيبي و مفرد سقف و كف ايجاد شده توسط گياهان :
سيماي كف و سقف به واسطه موارد زيرشكل مي گيرد :
فرمهاي گياه ، اندازه گياه ، تراكم گياه ، بافت گياهان در تركيب با گياهان ، و گياهان در تركيب با فرمهاي زمين
لبهي فضا
لبهي فضا كه در فاصلة نزديك به ارتفاع چشم ما قرار دارد، اگر چه بخش نسبتاً كوچكي از ميدان ديد ما را تشكيل ميدهد، در ادراك فضايي اهميت فوقالعادهاي دارد.
با آن كه صفحات كف و بالاي سر، بر كاربري، ويژگي و سازمان فضا تاثير ميگذارند و حتي ميتوانند بر وجود واحدهاي قضايي دلالت كند،، اما محصور بودن فضا در ارتفاع چشم بيننده معمولاً لازمة ايجاد حس واقعي محصور بودن است.
لبة، فضا را محصور ميكند، خط ديد را قطع كرده و ميدان ديد را تعريف ميكند. فاصلة يك لبه تا لبة مقابل اندازة مطلق فضا را تعيين كرده و سهم بزرگي در مقياس درك شدة فضا دارد. نسبت ارتفاع لبه به فاصلة ديد، ميزان محصور بودن را تعيين مينمايد.
وقتي كه فرد در جستجوي خلوت و تنهايي است، لبة فضا بسيار مطلوب است، لبة فضا در ايجاد رمز و راز يا هيجان، پنهان كردن مناظر ناخوشايند و جلب توجه به سوي مناظر خوشايند (از طريق قابل گرفتن يا نظاير آن)، تعريف واحدهاي فضايي و دستيابي به بسياري از مقاصد فضايي ديگر نيز مفيد است. فضاهاي موفق، معمولاً داراي لبههايي غير شفاف هستند كه عوامل خارجي ناخواستهاي را كه ميتوانند حس مكان مورد نظر را از بين ببرند حذف كرده و مناظري كه اين حس را تشديد ميكنند در قاب قرار ميدهند.
لبه ميتواند سه عملكرد متفاوت داشته باشد، اول همانطور كه در بالا بررسي شد، فضا را محصور ميكند. دوم به صورت زمينهاي است كه ادراك عناصر تنديس وار جلوي آن را افزايش ميدهد. اگر لبه نقش زمينه را به عهده گرفته است نبايد در جلب توجه با عناصر جلوي آن به رقابت بپردازد، بلكه بايد جلوة آن عناصر را بيشتر نمايان سازد. طور كلي، اگر لبه با ويژگيهاي آن عناصر، مانند خط، فرم، رنگ وبافت، تضاد داشته باشد ميتواند جلوة آنها را افزايش داده به ادراكشان كمك كند. مثال مجسمة سنگي سفيد كه داراي خطوط منحني نرم است، در برابر تودة گياهي درشت بافت به رنگ سبز تيره بهتر جلوهگر ميشود.. پوستة خشن و سفيد تنة درخت غان يا سپيدار كه در حال كنده شدن از تنه است در برابر زمينهاي صاف و تيره بهتر نمايانده ميشود.
سومين عملكرد لبة فضا، قرار دادن مناظر در فاب است. يك لبة نسبتاً بسته ميتواند كم كم توجه را به سوي مدخلهائي كه نمايان ميشوند از نظر بصري به صورت بخشي از لبه در ميآيند و به اين ترتيب جزئي از فضا ميشوند. ايجاد قابل مناسب ميتواند كاملاً حس مكان ادراك شده را افزايش دهد.
لبه به صورت ابزار بيان جهت. لبه ميتواند چشم را به سمت زمينههايي كه از نظر بصري اهميت دارند هم هدايت كند.

- ويژگي لبه
از آنجايي كه لبة فضا غالبترين لاية بصري است در تعيين ويژگي فضا اهميت خاصي دارد. اگر ويژگي لبه، كاربري مورد نظر و حس مكان را تقويت كند، و اگر ساير لايههاي فضا اين ويژگي را تشديد كنند، عناصر مختلف فضا، مرتبط با يكديگر به نظر خواهند رسيد. مكان به صورت منسجم و قابل فهم درخواهد آمد، و استفاده كننده، كيفيتي روشن را درك خواهد كرد. اين احساس وضوح، در استفاده كننده حس تفاهم ايجاد كرده و فضا راحت و دلپذير به نظر خواهد رسيد.
لبة فضا ميتواند بسيار متنوع باشد. لبهاي گياهي و داراي خلل و فرج باشد (و سايههاي تيرهاي در پشت آن ديده شود)، كه بر ماهيتي پيوسته و پر راز و رمز دلالت كند لبه ممكن است بسته و فشرده باشد و مانند صفحهاي عمودي جلوهگر شود. بر عكس ممكن است لايه لايه باشد و تا فاصلهاي طولاني امتداد پيدا كند. مثلاً، معغمولاً در امتداد لبة جنگل كه رو به آفتاب است، با چنين منظرهاي مواجه ميشويم.
محتوا و هدف
طراح بايد لبة فضا را با توجه به هدف طرح ايجاد كرده و ويژگي لبه را به خصيصه و روحية فضائي مورد نظر، ويژگيهاي ساير لايهها، كاربري مورد نظر و اجزاء موجودي كه قرار است در فضا يا لبة آن قرار داشته باشند مربوط سازد.
با طراحي لبة فضا ميتوان مقاصد متعددي را عملي ساخت. مثلاً اين لبه ميتواند اجزايي را احاطه كرده و به اين ترتيب آنها را به يكديگر اتصال دهد. ميتواند حصار ايجاد كرده بر خلوت بيفزايد و يا عناصر نامطلوب بصري را حذف كند، يا ميتواند باز شده، عناصر دور دست را در قاب قرار دهد و آنها را به سايت متصل كند.
لبه را ميتوان بصورت خطي غالب بيان كرد كه چشم را به درون تركيب هدايت كرده، يا بر عناصر خاصي تاكيد ميكند. اين لبه ميتواند رنگ را وارد فضا كرده و يا زمينهاي خنثي به وجود آورد كه عناصر داخلي در برابر آن به نمايش در ميآيند. ميتواند طوري طراحي شود كه توجه را جلب كرده و يا توجه را از عناصر بصري يا ساير عناصر حسي كه موجب آشفتگي خاطر ميشوند منحرف سازد.
فرم
فرم مسط لبه، اندازه فضا را تعيين ميكند و بر مقياس و تناسب ادراك شدة فضا تاثير ميگذارد. به علاوه، ويژگي لبه را ميتوان طوري طرح كرد كه روحية خاصي را به فضا ببخشد. فرمهاي مستطيلي در نقشه و وضعيت لبة عمودي ميتواند ويژگيهاي معمارانه را در محيط و منظر مطرح سازد شكلهاي منحني در نقشه و لبة طبقه طبقه ميتوانند احساس لبة جنگل را القا كنند.
در فصل مشترك لبه با صفحة كف و يا تقاطع لبه با صفحة بالاي سر، ميتوان با به حداكثر رساندن تضاد، خط غالبي را به وجود آورد. اين خط ميتواند براي هدايت چشم به كار رفته و ويژگي آن روحيه و حال خاصي به فضا بدهد. چنين خطي ميتواند چشم را به گسستگي در حصار هدايت نمود و بيننده را كمك كند كه عنصري را كه در فاصلة دور قرار دارد و حس مكان بيشتري را القا ميكند، كشف نمايد. مثلاً ساحلي دور دست كه بصورت منظرة يك استخر آب در قالبي قرار گرفته است.
لبه ميتواند طوري طراحي شود كه انرژيها را به سمت داخل متمركز نموده يا آنها را به سمت خارج هدايت كند. لبه ميتواند فشرده يا متخلخل باشد تا تاثير خاصي به وجود آورد، و يا كشيده شود تا همانند يك رشته پالايههاي (صافي) رواني اثرگذار باشد.
ادامه دارد...
برای دریافت فایل PDF اینجا کلیک کنید.